close
تبلیغات در اینترنت
آن دم که من از ناقه افتادم و ...
آن نازدانه بیشتر اشک ریخت. دیگر بار آن مرد گفت: «اُسکُتی یا بنتَ الخارجی»؛ ای دختر خارجی! ساکت باش. حرفهای زجر دهنده آن مزدور، قلب دختر امام علیه السلام را شکست. رو به سر پدر نمود و گفت: «یا ابتاه قَتَلوکَ ظُلماً و عُدواناَ و سَمُّوک بالخارجی»؛ ای پدر! تو را از روی ستم و…
یزد،مهریز،بلوار امام علی (علیه السلام)میدان امام رضا (علیه السلام) ، مسجد امام رضا (علیه السلام) ******* جهت اطلاع از برنامه های مسجد نام و نام خانوادگی خود را به شماره 8 80 800 8000 1000 پیامک نمائید.
مراسمات ثابت مسجد
شناسنامه

گزوه فرهنگی مذهبی امام رضا (علیه السلام) تشکیلاتي فرهنگی - مذهبی با هویت شیعی ، مردم نهاد ، تا ثیر گذار ، پویا و الهام بخش در جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی که زمینه ساز ارتقاء فرهنگ دینی جامعه و رشد و سازماندهی جوانان در راستای تحقق جا معه مهدوی میباشد.
این مجموعه بر اساس تفکرات رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره ) و شاگردان مکتب ایشان شهیدان بهشتی و مطهری حرکت کرده و مبنای جهت گیری های آن نظرات و اندیشه دینی صائب ولی فقیه زمان حضرت آیت الله العظمی خامنه ای می باشد بطوری که پویایی و ویژگی ممتاز خود در ارائه متفاوت ، خلاقانه و هنرمدانه مفاهیم دینی را همیشه حفظ کرده و الهام بخش فعالیت های جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در سراسر کشور می باشد.

به جمع خدام الرضا بپیوندید
نام کاربری :
رمز عبور :

آمار سایت
» آمار کاربران
» افراد آنلاین : 6
» اعضای آنلاین : 4
» تعداد اعضا : 68

» خادم الرضا شوید
» ارسال کلمه عبور


» آمار بازدید
» بازدید امروز : 75 نفر
» باردید دیروز : 191 نفر
» ورودی امروز گوگل : 19
» ورودی گوگل دیروز :21
» بازدید ماه : 28,841 نفر
» بازدید کلی : 89981 نفر
لینک های ویژه
پیوندهای روزانه
گوشه ای از فعالیت های چند ماه اخیر مسجد
آخرین اخبار گروه فرهنگی امام رضا (علیه السلام) مهریز

آن نازدانه بیشتر اشک ریخت. دیگر بار آن مرد گفت: «اُسکُتی یا بنتَ الخارجی»؛ ای دختر خارجی! ساکت باش.

حرفهای زجر دهنده آن مزدور، قلب دختر امام علیه السلام را شکست. رو به سر پدر نمود و گفت:

«یا ابتاه قَتَلوکَ ظُلماً و عُدواناَ و سَمُّوک بالخارجی»؛ ای پدر! تو را از روی ستم و دشمنی کشتند و نام خارجی را هم بر تو گذاردند.

پس از این جمله ها، آن مرد غضب کرد و با عصبانیت، رقیه علیهاالسلام را از روی شتر گرفت و از بالا بر روی زمین انداخت.

تاریکی شب بر همه محیط سایه افکنده بود. رقیه علیهاالسلام از ترس، شروع کرد به دویدن در آن تاریکی. سختی و خار و خاشاک زمین، پاهای کوچولوی او را مجروح نمود. و او با همه خستگی باز می دوید.

         به نیمه شبی ز پی کاروان به دامن دشت                               کسی که پای برهنه دوید من بودم

همان زمان، قافله متوجه نیزه ای شد که سر امام حسین علیه السلام بر بالای آن بود. نیزه به زمین فرو رفته بود. دشمن هر چه سعی کرد که آن را در آورد، نتوانست.

رئیس قافله نزد امام سجاد علیه السلام آمد و سبب این ماجرا و حکایت را پرسید.

امام علیه السلام فرمود: یکی از بچه ها گم شده است تا او پیدا نشود، نیزه حرکت نخواهد کرد!

حضرت زینب علیهاالسلام با شنیدن این سخن، خود را از بالای شتر به روی زمین انداخت و ناله کنان به عقب برگشت تا گمشده را پیدا کند.

زینب علیهاالسلام به هر سو می دوید. ناگهان چشمش به یک سیاهی افتاد. جلو رفت تا به آن رسید در آنجا یک زن را دید که سر کودکِ گمشده را به دامن گرفته است. رو به آن زن نمود و پرسید: شما کیستید؟!

فرمود:«أنا أمُک فاطمة الزهراء، أظَنَنتِ إنّی أغفلُ عَن أیتامِ وَلَدی»؛ من مادر تو، فاطمه زهرا هستم. گمان می کنی من از یتیم های فرزندم غافلم! (1)

زینب علیهاالسلام، رقیه را گرفت و به کاروان رساند و قافله به راه افتاد. (2)

 ----------------------------------------------------------------

پی نوشت:

1) ناسخ التواریخ، ص 531.

2) داستان غم انگیز حضرت رقیه علیهاالسلام، ص 37 39.

 



تعداد بازديد : 132
نویسنده خادم الرضا در دوشنبه 04 آذر 1392 | نظرات()

بازبینی: sam - hosseiny

Web Template By :

اطلاع از مراسمات
براي اطلاع مراسمات مسجد امام رضا (ع) ایمیل خود راوارد کنید یا نام و نام خانوادگی خود را به 8 80 800 8000 1000 ارسال نمائید

عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
نذورات مسجد

مبلغ به ریال :

شهدای شهرستان مهریز

آرشیو مطالب
دوستان امام رضا (ع)